چهار سال از وقایع «راهی به خانه نیست» گذشته و پیتر حالا به عنوان یک فرد بزرگسال، کاملاً تنها زندگی می کند؛ چرا که داوطلبانه خودش را از زندگی و خاطرات کسانی که دوستشان داشت، پاک کرده است. او در نیویورکی که دیگر نامش را به خاطر نمی آورد، با جرم و جنایت مبارزه می کند و خود را کاملاً وقف محافظت از شهرش کرده است—یک مرد عنکبوتی تمام وقت. اما با افزایش فشارها و مسئولیت ها، این استرس باعث یک تحول فیزیکی غافلگیرکننده می شود که وجود او را تهدید می کند. همزمان، الگوی جدید و عجیبی از جنایات، زمینه ساز ظهور یکی از قدرتمندترین تهدیدهایی می شود که او تا به حال با آن روبرو شده است.