نیا لیستون در حالی که روی بستر بیماری افتاده و امید چندانی به بهبودیاش نیست، روزهای آخر عمرش را میگذرونه. پدر و مادرش که حاضر نیستن تسلیم بشن، حتی در دورافتادهترین و عجیبترین جاها دنبال درمان میگردن؛ تا اینکه مردی نقابدار ظاهر میشه و ادعا میکنه میتونه بیماری نیا رو از بین ببره.اما بهجای درمان، مرد نقابدار روح یک قهرمان از دنیا رفته را که در تمام عمرش در میدان نبرد شکستناپذیر بوده، به بدن نحیف نیا منتقل میکنه.