شن شیفان، مدیر خستگیناپذیر یک هتل که تمام زندگیاش را وقف کار کرده، بر اثر فشار بیحدومرز جسمی مجبور به درمان میشود و درست در همین نقطه، مسحور وقار و آرامش بینظیر دکتر هه سویه میگردد. این ملاقات ساده در مطب، با یک دستِ تقدیر غیرمنتظره ابعاد تازهای به خود میگیرد: آنها همسایه از آب درمیآیند. حالا برخوردهای اتفاقیِ این دو، دیوار دفاعی محکمشان را فرومیریزد و با وجود زخمهای عمیقی که هر دو از شکستهای گذشته بر روح خود دارند، جرقههای عشقی غیرقابلمهار میانشان زده میشود؛ ارتباطی نجاتبخش که آرامآرام قلبهای شکستهشان را التیام میبخشد.