با طنینانداز شدن آژیرهای مرگبارِ اعلام خطر در سراسر سوول سوسایتی، سکوت و آرامش در یک لحظه از هم میپاشد. ساکنان به شکلی مرموز و بیردپایی در حال محو شدن هستند و هیچکس نمیداند چه هیولایی پشت این جنایت خاموش ایستاده است. همزمان در شهر کاراکورا، تاریکیِ شوم و ویرانگری قدمبهقدم به ایچیگو و یارانش نزدیک میشود تا طوفانی هولناک و بیرحمانه را به پا کند.